یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

راز موفقیت آلمانی‌ها؛ از حزب نازی تا بزرگترین نیروگاه صنعتی جهان


تصویری که هنوز بسیاری از ما از آلمان در ذهن داریم، سربازانی از جنگ جهانی دوم و حزب نازی و هیتلر است، اما آنچه بسیاری از مردم نمی‌دانند این است که آلمان نیروگاه صنعتی اروپا و صادر کننده‌ی پیشرو دنیا به کشورهای در حال توسعه‌ی آسیایی به شمار می‌رود، این درحالی است که آلمانی‌ها نسبت به بقیه‌ی مردم دنیا ساعت کاری کمتری دارند. در سال ۲۰۱۲ میلادی آلمان به عنوان موتور اقتصادی اروپا یک تنه منطقه‌ی یورو را از فروپاشی نجات داد و این اتفاق زمانی افتاد که کارگران آلمانی از حمایت‌های بی‌نظیر کارفرمایان استفاده می‌کردند و ساعات بیشتری را نسبت به بقیه مردم دنیا به تفریح و خانواده اختصاص می‌دادند، اما چگونه این مردم توانستند به این سطح از بهره‌وری برسند؟

۱ – ساعت کاری یعنی ساعت کاری

خط تولید آئودی R8

در فرهنگ آلمانی زمانی که یک کارمند در محل کار خود است نباید هیچ کاری غیر از کار انجام دهد، چک کردن فیس‌بوک، فرستادن لطیفه در وایبر و تماشای ویدئو با همکاران، صحبت تلفنی با دوستان و آشنایان و خود را سخت مشغول کار نشان دادن هنگامی که رئیس حضور دارد در فرهنگ آلمانی غیر قابل قبول است. ممکن است مدیران ایرانی با دیدن چنین رفتارهایی ناراحت شوند و اخم کنند، اما مدیران آلمانی به هیچ عنوان چنین رفتارهایی را تحمل نمی‌کنند. در مستند از من یک آلمانی بساز، زن جوان آلمانی توضیح می‌دهد پس از اینکه محل کار خود را به انگلستان تغییر داد شُکه شده بود:

در انگلستان هنگامی که در دفتر کار بودم دیگران مشغول صحبت از برنامه‌های خصوصی خود بودند، از برنامه‌ی امشب چه خبر و همیشه قهوه می‌نوشیدند. 
او کاملاً از بی برنامگی کارمندان انگلیسی شگفت زده شده بود، از اینکه باید به آن‌ها یادآوری می‌کرد استفاده از فیس‌بوک و ایمیل و تماس‌های خصوصی در زمان کار مجاز نیست. به نظر نمی‌رسد ادارات کشور ما نیز وضع بهتری از انگلستان داشته باشند، کارمندانی که هر روز اضافه کار می‌ایستند بدون آنکه بهره وری زیادی داشته باشند و ساعت‌ها با هم گپ می‌زنند و روزانه چندین چای می‌نوشند، آیا برای شما پیش آمده است که منتظر دریافت جوابتان باشید در حالی که کارمند محترم مشغول صحبت‌های خصوصی با تلفن است؟
۲ – هدف گرایی و ارتباط مستقیم ارزش بسیار زیادی دارد


فرهنگ کسب و کار در آلمان تمرکز روی انجام کار و ارتباط مستقیم بین افراد است، در حالی که مردم کشور ما دوست دارند در مورد همه چیز متخصص باشند و ساعت‌ها از وقت خود را با بحث در مورد مسائل سیاسی و فرهنگی و چیزهای از این دست هدر می‌دهند، کارگران آلمانی به ندرت به این نوع از بحث‌ها علاقه دارند. کارگران آلمانی در مورد نحوه‌ی انجام کار با کارفرمایان خود به صورت مستقیم صحبت می‌کنند، در ملاقات‌های کاری بدون خوردن آبمیوه و بستنی و غذاهای رنگارنگ حاضر می‌شوند و از زبان یک فرمانده بدون کلمات منعطف استفاده می‌کنند. در حالی که ما از کلماتی مانند لطفاً یا اگر ممکن است کاری را برای ساعت سه بعد از ظهر آماده کنید استفاده می‌کنیم، کارفرمای آلمانی می‌گوید من آن را ساعت سه بعد از ظهر لازم دارم. همین سخت کوشی و تمرکز به قول برخی ماشینی آلمانی‌هاست که منجر به بهره‌وری غیر قابل مقایسه‌ی کار آن‌ها با بقیه دنیا شده است.

۳ – آلمانی‌ها پس از کار زندگی می‌کنند


آلمانی‌ها به خوبی کار می‌کنند و به خوبی تفریح می‌کنند. از آنجا که آن‌ها کل روز را صرف بالابردن بهره‌وری و کار مفید کرده‌اند، ساعت غیر کاری برایشان واقعاً غیر کاری است. محیط کسب و کار رسمی در آلمان آمیخته شدن را بعد از ساعات کاری کم می‌کند بنابراین بین زندگی خصوصی و کار آلمانی‌ها اختلالی به وجود نمی‌آید. آن‌ها کار را به خانه نمی‌برند همانطور که مسائل شخصی را به محل کار نمی‌آورند. برنامه‌ریزی دقیق باعث شده کارفرمایان به ندرت به کارگران خود پس از ساعت کاری نیاز داشته باشند. دولت آلمان در حال بررسی قانونی است که فرستادن ایمیل‌های کاری را پس از ساعت ۶ بعد از ظهر ممنوع کند و با این کار به حفظ آسایش خانواده‌ها کمک کند.

در فرهنگ آلمانی ملاقات و قرار داشتن در جامعه از ارزش بالایی برخوردار است، در این کشور باشگاه‌های متعددی وجود دارد، از باشگاه‌های فوتبال و سوارکاری تا باشگاه‌های موسیقی و پرورش حیوانات، حتی در کوچکترین روستاهای آلمان چندین باشگاه محلی فعال است و مردم این کشور سعی می‌کنند به جای گذراندن وقت خود در خانه و تماشای برنامه‌های بی‌محتوای ماهواره‌ای به معاشرت با یکدیگر بپردازند. همچنین آلمانی‌ها از زمان زیادی مرخصی با حقوق بهره می‌برند. طبق قانون مرخصی باحقوق ۲۰ روز است اما به بسیاری از کارمندان ۲۵ تا ۳۰ روز مرخصی با حقوق داده می‌شود. یک ماه تعطیلات در کنار خانواده می‌تواند به معنی اجاره‌ی آپارتمان در کنار ساحل و یا رفتن به یک سفر خارجی طولانی و هیجان انگیز باشد.
۴ – کسب و کار به خانواده احترام می‌گذارد

در فرهنگ آلمانی چیزی به نام زمان پدر و مادر یا مرخصی والدین وجود دارد که برای باقی مردم دنیا یک آرزو است. در حالی که کشوری مثل ایالات متحده هنوز قوانینی برای مرخصی زایمان ندارد، در آلمان مترقی‌ترین قوانین حفاظت از خانواده به اجرا در می‌آید. خوشبختانه در کشور ما نیز قوانینی برای حمایت از مادران شاغل وضع شده است که می‌تواند در حفظ بنیاد خانواده بسیار مفید باشد. از طرف دیگر این حمایت‌ها از خانم‌ها می‌تواند باعث ترغیب کارفرمایان به استفاده از نیروی کاری مرد شود به همین دلیل جامعه‌ی کاری آلمان نسبت به بقیه‌ی جوامع توسعه یافته مرد سالارتر است، اما دولت با وضع قوانینی قصد دارد این روند را تحت کنترل در بیاورد. طرح حفاظت از خانواده یا همان درآمدی که به خانم‌های خانه‌دار اختصاص داده شده، اغلب به حدی است که بتوانند از پس گذران زندگی بر‌آیند یا به کارهای گذرا بپردازند. 

از آنجا که وضعیت غیر مشخص قراردادی در آلمان وجود ندارد، تمام افراد به استخدام کارفرمای خود در خواهند آمد. پدر و مادری که ۱۲ ماه برای کارفرمایی کار کرده باشند از مزایای والدین بهره‌مند خواهد شد که شامل دو تا سه سال مرخصی بدون حقوق است. هنگام مرخصی، کارمند می‌تواند تا ۳۰ ساعت برای کارفرما کار کند و کارفرما باید مزایای کارمند تمام وقت را برای او در نظر بگیرد، همچنین کارمند می‌تواند تا سن هشت سالگی فرزندش تا یک سال این مرخصی را به تعویق بیندازد. هرکدام از والدین می‌توانند تقاضای استفاده از این امکانات را بکنند که بسیاری از خانواده‌ها با توجه به میزان درآمد انتخاب می‌کنند که کدام یک از مرخصی بدون حقوق استفاده کند. دولت این کشور برای حفظ قرارداد کارکنان تا ۶۷ درصد از حقوق و دستمزد کارکنان را تا سقف ۱۸۰۰ یورو در ماه به مدت ۱۴ ماه پرداخت می‌کند.
نتیجه‌گیری


نمایی از پره‌ی توربین ساخت شرکت زیمنس

فرهنگ کار در آلمان بسیار متفاوت از سایر نقاط جهان است، به طور حتم ما می‌توانیم با درس گرفتن از تجربیات آن‌ها علاوه بر موفقیت در کار و زندگی به کشوری بهره‌ور و پیشرفته در منطقه و جهان تبدیل شویم. تمرکز آلمانی‌ها به کار و سخت کوشی آن‌ها تحسین برانگیز است و جدایی زندگی از کار به آنان کمک می‌کند تعادل بیشتری در زندگی خود برقرار کنند. قطع کردن هشدارهای تلفن همراه و خواب مناسب باعث می‌شود به استراحت روانی برسیم و برای شروع صبحی شاد و موفق آماده شویم. زمان با ارزش‌ترین کالایی است که در اختیار داریم ولی بسیاری آن را صرف کارهایی غیر مفید می‌کنیم و از طرف دیگر با کاهش بهره‌وری مجبوریم ساعت بیشتری را به کار یا مطالعه اختصاص دهیم که باعث اضطراب سر‌خوردگی و نداشتن تفریح مناسب می‌شود. تمرکز در کار و زندگی و بالابردن بهره‌وری و پرهیز از کارهای بیهوده باعث موفقیت این کشور شده است.


زومیت

پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مرتضی پاشایی، اندوه نسل عصر پاییزی


باران ٩ ساله در تهران می گويد يکی از لذت بخش ترين لحظه های زندگی اش شنيدن ترانه های مرتضی پاشايی است، هنگامی که مادرش او را با اتوموبيل خود از مدرسه بر می دارد.
از قضا دوست ايرانی ديگری دارم در همين سن و سال به نام دلا که در لندن زندگی می کند و از عشاق گروه موسيقی معروف وان دايرکشن است. گروهی که ترکيبی است از ٥ جوان خوش تيپ و خوش صدای انگليسی. رابطه اين دو کودک با خوانندگان مورد علاقه خود، نوعی از رابطه کودکان طبقه متوسط با موسيقی فراگير يا موسيقی پاپ در جهان معاصراست.

از به کار بردن تعبير عامه پسند برای اين نوع موسيقی پرهيز می کنم تا به دام نخبه گرايی ای نيفتم که در اين اصطلاح هست. ايجاد ارتباط با موسيقی فراگير شهری و مدرن از نخستين روزهای استفاده کودکان از رسانه های سرگرم کننده شکل می گيرد و جريانی از تبليغات و فرهنگ مد و ستاره های رسانه ای از آن پشتيبانی می کند.

به اين ترتيب ارتباط شنونده با اين نوع موسيقی در فضای خاصی از شنيدن شکل می گيرد که به تجربه مشترک ميان شنوندگان کودک و نو جوان و جوان منجر می شود. تجربه ای که به شکل گرفتن گروه گسترده هواداران منتهی می شود . معنای اين نوع از موسيقی نه فقط در شعر يا آهنگی نهفته که توسط هنرمند اجرا می شود بلکه دررابطه متقابل خواننده ومخاطب در فضای شنيدن شکل می گيرد. اين فرايند که يکی از مهم ترين روند های مورد توجه جامعه شناسی موسيقی فراگير (pope music sociology) است همان قدر در تهران و شهرهای بزرگ ايران گسترده است که در لندن.

موسيقی فراگير در جامعه پساصنعتی و جهانی شده، ارزش های فرهنگی خود را می آفريند، با شکل دادن به عادت های لذت بخش شنيدن در زندگی روزمره، آيين ها و مناسک شنيدن بنا می نهد و قهرمانان يا ستاره هايی دارد که به آن قدرت ماندگاری اجتماعی و فرهنگی می دهند و در نهايت مجموعه ای از نشانه ها و نماد های فرهنگی خاص خود را وارد عرصه فرهنگ بزرگتری می کند که در درون آن رشد کرده است.

به اين ترتيب ستاره ها و نماد های موسيقی فراگير بازتاب دهنده تحولی اجتماعی در نسلی خاص هستند که می تواند با اين ستاره ها و نماد های فرهنگی ارتباط برقرار کند. اما در جوامع متفاوت هر يک از اين ستاره ها ارزش های خاص جامعه خود را می آفرينند همان چيزی که نوع ارزش های نهفته در موسيقی فراگير مرتضی پاشايی را با ارزش های نهفته در موسيقی وان دايرکشن متفاوت می کند.

مضمون اصلی ترانه های مرتضی پاشايی و وان دايرکشن گفت و گوی عاشقانه دختران و پسران جوان است. مثلا ترانه معروف «دوست دخترمو می‌دزدند» (steal my girl) شرح رقابتی است که پسر عاشق با پسران ديگری دارد که می خواهند دل دوست دختر او را به دست آورند. يا ترانه جديد « شب عوض می‌شود» (night changes) که روايت عاشق از تعارض روياهای دوست دخترش با واقعيت های زندگی روزمره است. پسر عاشقی که به دختر يادآوری می کند که همه چيز می گذرد و اين ما هستيم که می مانيم. اما برخلاف ترانه های وان دايرکشن که در گير شرح ماجراهای بيرونی در مناسبات عاشقانه است، ترانه های پاشايی بيشتر روايتی از ماجرا های درونی عاشقی است که حتی هيچ شرحی از چهره و رفتار عينی دوست دختر خود به دست نمی دهد.

مثلا در ترانه «يکی هست» عاشق نگران است که مبادا معشوق او بداند که او در حال مرگ است. در روايت او پسر و دختر هر دو می گريند اما هيچ يک نمی توانند با هم سخن بگويند. فضای رابطه فضايی ساکت است. و تصوير بنيادی ترانه، نامه ای است که خيس از اشک است اما سرانجام ناخوانده می ماند.

در اغلب ترانه های پاشايی می توان اين مفاهيم اصلی و تکرار شونده را ديد: «چقدر اين صحنه تاريک رفتن داره توی زندگيم تکرار می شه» « شده عادت ما که رويا ببافيم» «واسه زندگی کردن بميريم» «ماها قهرمانيم و بازنده می شيم» « واسه خيلی ها خاطره است آرزومون»... اما اين فضای تلخ و پر غصه ميان دو عاشق اغلب مشترک است. در ترانه نگرانی منی که توسط شاگردان مدرسه ای در ايران بازخوانی شده است، عاشق و معشوق هر دو نگران دلگير شدن و خسته شدن يک ديگر هستند و هنوز در فضای خاطرات بچه گی سر می کنند. به اين ترتيب با وجود اندوه و رنج جدايی نوعی احساس مشترک عاشق و معشوق را به هم پيوند می دهد و دلنشين بودن عشق به يکديگر بر تلخی فضا غلبه می کند. احساس عاشق بودن و پذيرش نگرانی متقابل يگانه نور اميدی است که در جهانی ترسيم می شود که همه چيز رو به ويرانی است و هيچ رابطه ای دوام ندارد.
در ترانه های پاشايی پيوند ها و گسست های مکرر و ناپايدار در زبان گلايه ها و قهر های خواسته و ناخواسته تکرار می شود. اين ترانه ها برخلاف ترانه های پاپ پيش از انقلاب در ايران تا حد زيادی از پس زمينه رومانتيک و توصيف های تحسين آميز از معشوق فاصله می گيرد.

در ترانه های پاشايی پيوند ها و گسست های مکرر و ناپايدار در زبان گلايه ها و قهر های خواسته و ناخواسته تکرار می شود. اين ترانه ها برخلاف ترانه های پاپ پيش از انقلاب در ايران تا حد زيادی از پس زمينه رومانتيک و توصيف های تحسين آميز از معشوق فاصله می گيرد.

همچنين برخلاف ترانه های پيش از انقلاب يا پيروان پس از انقلابی آنان تجربه پيوند ها و گسست ها و عشق های متعدد را به عنوان زمينه ای واقعی و بازی ای مکرر می پذيرد و از افسانه عشق يگانه فاصله می گيرد. در اين ترانه ها می توان بازسازی روابطی را مشاهده کرد که در دهه هفتاد و هشتاد خورشيدی ميان دختران و پسران در ايران وجود دارد. روابطی پنهانی که در ميهمانی های خانوادگی و پارتی های زير زمينی شکل می گيرد و تداوم نداشتن فضای مشترک ارتباطی به عاملی برای عموميت داشتن روابط گسسته تبديل می شود اما خاطرات اين رابطه ها در قالب موسيقی هايی مانند ترانه هاب مرتضی پاشايی همواره برای نسلی که در گير آن هست يا بوده است زنده می شود.

يکی از بهترين نمونه های اين فضا در آثار پاشايی ترانه عصر پاييزی است که از قضا پخش آن از صدا و سيما ممنوع شد. ممنوع بودنی که خود يکی از عوامل جذاب تر کردن اين نوع آثار موسيقی پاپ امروز درون ايران است و به شنوندگان آن نوعی احساس مقاومت در برابر ارزش های حاکمی می دهد که در مقابل ارزش های مورد توجه آنان قرار دارد. اين نوع موسيقی بخشی از موفقيت رسانه ای خود را مديون ماندن در مرز ميان موسيقی زيرزمينی و موسيقی مجوز دار است.

به اين ترتيب اين نوع موسيقی به نشانه ای از تلاش جوانان عاشق برای پرهيز از آسيب ديدن در فضای پر تنش سياست در ايران است. اين موسيقی فراگير به نوعی بازتاب دهنده انزوای از سياستی است که جوانان عاشق آن را دوست ندارند اما نمی خواهند درگير بازی مخالفت با آن شوند. اين نسل چندان دل خوشی از سياستمداران ندارد چه آنان که بر سر کار اند و چه آنان که برکنار مانده اند. از ديد اين جوانان بازی عشق و زندگی از بازی سياست جداست.

موسيقی هايی مانند موسيقی پاشايی اگرچه کمتر دچار سانسور می شوند اما به طور غير مستقيم در شکل و محتوای تحت تاثير سانسور هستند. پيوند محدود اين موسيقی با ترانه سازان نسل های گذشته يا دارای سطح دانش ادبی بيشتر، اين موسيقی را در پيوند با گروه خاصی از ترانه سرايان قرار داده است که چندان در جامعه ادبی ايران شناخته شده نيستند و از ارزش ادبی مورد پسند نخبگان برخوردار نيستند.

اما در عوض به زبان کاربردی جوانان در کوچه و خيابان نزديک هستند. اکثر ترانه های معروف پاشايی نوشته مهرزاد اميرخانی است که خود هم ترانه هايی را اجرا کرده است اما مقايسه ترانه های اجرا شده توسط مرتضی پاشايی با ديگر ترانه های اميرخانی نشان می دهد که با توجه به اين که مرتضی خود تنظيم کننده اکثر آهنگ های آثار خود است، به خوبی توانسته است نشانه های گزينشی خود را بر اين آثار حک کند. آثار اجرا شده توسط مرتضی در مقايسه با کارهای مشابه هم نسلان او کمتر در بند تقليد از ستاره های پيش از انقلابی موسيقی پاپ ايران است.

همچنين حال و هوای شخصی و لحن و صدای ساده و صميمی او و تا حد زيادی عاری از پيرايه های صوتی، او را از گروهی از خوانندگان موسيقی پاپ هم دوره او مانند محسن نامجو يا محسن چاووشی جدا می کند. بر اين اساس می توان تشخيص علاقه مندان پاشايی را که در سال ۱۳۹۱ از تولد ستاره ای تازه در موسيقی پاپ ايران سخن می گفتند، معتبر دانست.

پاشايی دارای ويژگی های موسيقايی و شکل اجرای خاص خود بود. حاصل تلاش پاشايی ترانه هايی بود که به سرعت همنسلان او و نوجوانان کم سال تر از او و به ويژه دختران را مسحور خود کرد. بی ترديد حضور او در تلويزيون به شناخته تر شدن او و امکان حضور در عرصه های اجتماعی و گرفتن مجوز اجرای کنسرت هايش کمک کرد. حضوری که به محبوبيت بيشتر پاشايی در ميان همسرايان هم احساس او انجاميد.

از منظر جمعيت شناسی، مرتضی پاشايی و ترانه سرايان او و ديگر خوانندگان شناخته شده پاپ درون ايران به نسل متولدين دهه شصت ايران تعلق دارند. نسلی که جنگ و تبليغات نخستين سال های پس از جنگ ايران و عراق در مدرسه و رسانه و محيط زندگی و خانه و کاشانه، بخشی فراموش نشدنی از خاطرات و تجربه های آنان را شکل داده است. از سوی ديگز اين نسل نخستين تجربه های فضای آزاد تر در زندگی خصوصی و آشنايی با موسيقی و هنری را تجربه کردند که در دهه شصت با محدوديت بيشتری روبرو بود.

تجربه های بازتری در دهه هشتاد به آنان نگاهی متفاوت به زندگی به نسبت نسل سياست زده ده های پنجاه و شصت و پدران و مادران انقلابی يا انقلاب زده خود بخشيد. اين نسل پيشگامان راهی بودند که با شور و شوق از سوی متولدين دهه های هفتاد و نوجوانان دهه هشتاد دنبال شد. در چنين شرايطی نگاهی آماری نشان می دهد که چرا هواداران مرتضی پاشايی از چنين گستردگی اجتماعی برخوردار هستند:

متولدين سال های نخست دهه شصت در جمعيت کنونی ايران در حدود ۷ ميليون نفر هستند. متولدين نيمه دوم دهه شصت جمعيتی در حدود ۸ و نيم ميليون نفر را در بر می گيرند و متولدين نيمه اول دهه هفتاد در حدود ۸ ميليون نفر هستند.

بنا بر اين حتی اگر اقشار جوان تر مانند متولدين نيمه دوم دهه هفتاد و نيمه اول دهه هشتاد را (که تا حدی به نسلی متفاوت و بيشتر تحت تاثير رسانه های جهانی قرار دارند و بخشی از آنان در شمار جمعيت فعال نيستند) ناديده بگيريم، طيف جمعيتی که در فضای ترانه های مرتضی پاشايی زندگی می کنند را می توانيم رقمی در حدود ۲۳ ميليون نفر بدانيم که در حدود ۱۶ و نيم ميليون آن در شهرها زندگی می کنند.

بنا بر اين می توان نتيجه گرفت که موسيقی پاشايی يکی از موسيقی های پرطرفدار فعال ترين نسل مردم ايران است. اين ارزيابی جمعيت شناختی نشان می دهد که حضور گسترده طرفداران مرتضی پاشايی نماينده ای از تعلق او به حال و هوای سياست گريز و عشق انديش به روايت ستارگان موسيقی دهه شصتی است. 

توجه به ويژگی های اجتماعی و فرهنگی نسل خوانندگان و هواداران آنان اگر چه به ما در شناخت ماهيت موسيقی فراگير کنونی ايران و جامعه شناسی آن کمک می کند اما نبايد سبب شود تا با سرگرم شدن به ويژگی های اجتماعی و رسانه ای و يا متحير ماندن از استقبال از مراسم به خاکسپاری، جانمايه زيبايی شناسانه اين آثار را ناديده بگيريم.

سه‌شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

۱۰ راه حل برای مثبت اندیشی شما

گاهی افراد اهمیت مثبت اندیشی را از یاد می برند و این ها درست همان افرادی هستند که همیشه در حال حل مشکلات خود در محیط کار و خانه هستند و این ناراحتی ها و استرس ها لحظه به لحظه ذهنشان را مسموم می کند. 


 این روزها بسیاری از مردم تحت فشار استرس هایی هستند که تأثیر منفی بر زندگی و مثبت اندیشی‌شان دارد. گاهی افراد اهمیت مثبت اندیشی را از یاد می برند و این ها درست همان افرادی هستند که همیشه در حال حل مشکلات خود در محیط کار و خانه هستند و این ناراحتی ها و استرس ها لحظه به لحظه ذهنشان را مسموم می کند.

این ساز و کار به صورتی است که شخص خودش متوجه نمی شود. اگر شما هم در چنین شرایطی به سر می برید لیست ۱۰ تایی زیر از ناراحتی های روزمره که مثبت اندیشی ما را نشانه می رود حتماً در مورد شما نیز صادق است. بگذارید ببینیم چه افکار مزاحم و بی فایده ای می توانند بر تفکرات مثبت شما تأثیر بگذارند و نیز راه حلی برای پایان دادن به آن ها بیابیم.

۱- کمبود وقت: برای تکمیل پروژه ها، خرید، تماس با خویشاوندان و … . در کل می توان گفت این لیست بی پایان است. هجمه ی بی وقفه ی امور زندگی مانع انجام وظایف شخصی و شغلیمان می شود و در نتیجه همیشه استرس و نگرانی آن ها را داریم و نمی توانیم مثبت اندیش باشیم.
راه حل: همواره سعی کن اوقاتی را به خانواده، خودت، تفریح و … اختصاص دهی. این کار می تواند موجب آرامش شود و تو را از بند فکرهای منفی رها کند.

۲- رقابت: این روزها همه در حال رقابتند. همه می خواهند بهترین باشند. و افراد در این پیکار شخصیت، شأن و مثبت نگری‌شان را فراموش می کنند. دروغ، خیانت و … رواج می یابد.
راه حل: اندکی صبر کن و به جایگاهی که در آن قرار داری فکر کن. کجایی؟ چه کاره ای؟ هدفت چیست؟ آیا همین ها کافی هستند؟ راضیت می کنند؟ ادامه نده و فکر کن ببین مهم ترین ها در زندگیت چه چیزهایی هستند.

۳- نمی توان چندین کار را با هم انجام داد: نمی توان از یک انسان معمولی انتظار داشته باشیم مانند جولیوس سزار بتواند حداقل سه کار را در آن واحد مدیریت کند. در کل ذهن انسان در لحظه می تواند تنها بر یک عمل متمرکز شود و انجام چند کار در یک زمان خلاقیت و کیفیت کار و نتایج آن را کاهش می‌دهد. همه ی این ها باعت بروز استرس و نگرانی می شود.
راه حل: اولویت تعیین کن. هر کاری به نوبت. این بهترین راه برای انجام کارها است.

۴- ثروت و پول: حتی اگر پولدار و ثروتمند باشی باز هم همیشه نگران آن هستی. انسان ها به دنبال ثروت و جاه همه چیز را فراموش می کنند، دچار افسردگی می شوند و همواره مضطرب و پریشانند.
راه حل: همواره به خاطر داشته باش پول وسیله است نه هدف. سعی کن کمتر به پول فکر کنی و به لذت های دیگر در زندگی بپردازی.

۵- پیری: امروزه مسئله ی جوانی چه به طور طبیعی و چه در نتیجه ی عمل های جراحی زیبایی و … بسیار مهم و حیاتی به نظر می رسد. مردم بر این باورند که افراد جوان تر الزاماً موفق و شاد هستند و به همین دلیل با اولین چین و چروک ها حتی در ۲۵ سالگی می ترسند و غصه می خورند.
راه حل: داشتن چهره ای مثبت راهی خوب برای زیبا به نظر رسیدن است. اگر انسان مثبت گرایی باشید حتماً همه دوستت خواهند داشت.

۶- آگاهی: در ذهن یک شخص امروزی این باور عمومی وجود دارد که داشتن اطلاعات و آگاهی یعنی موفقیت. به همین دلیل افراد همیشه نگران اخباری هستند که فرصت نکرده اند بشنوند، بخوانند و پیگیری کنند.
راه حل: بپذیر که نمی شود همه چیز را در دنیا بدانی. باید تنها به دنبال اطلاعاتی باشی که به دانستن آن نیاز داری و البته به دنبال اخبار بد که موجب افسردگی می شود نباش. گاهی دست از سر اخبار بردار!

۷- هنجارهای زندگی: برخی افراد نگرانند که مبادا شیوه ی زندگیشان غلط باشد. وقتی نگران شباهت های زندگیمان با دیگران هستیم برخی از امور مانند علایق شخصی و اصالتمان را از دست می دهیم.
راه حل: آن چه دیگران می گویند و می اندیشند را فراموش کن. وقتی نگران تفکرات همکاران و همسایه ها و اقوام هستی ممکن است اندیشه ها و اعتقادات خودت را از یاد ببری.

۸- عشق: طبیعت بشر به گونه ای است که همیشه دلواپس عشقش است. وقتی عاشق نیستی و از تنها ماندن می ترسی، وقتی عاشقی و می ترسی عشقت را از دست بدهی و نیز زمان هایی که در سوگ عشق پیشینت زانوی غم بغل گرفته ای.
راه حل: مطمئناً عشق احساس فوق العاده‌ی در انسان ایجاد می کند اما وجود یا عدم وجودش به آرزوها و افکار انسان وابسته نیست. آرام و آسوده به زندگیت برس و نگران آن نباش و آن گاه خواهی دید که همه چیز درست می شود و خود به خود به پیش می رود.

۹- تصادفات: روزانه از طریق تلویزیون چندین خبر ناگوار و منفی درباره ی درباره ی حملات مختلف، تصادفات رانندگی، سقوط هواپیماها و بلایای طبیعی به گوش افراد می رسد و به همین خاطر است که آنها همیشه نگران چیزهایی هستند که شاید اتفاق بیافتند.
راه حل: سعی کن مثبت باشی و به چیزهای خوب فکر کنی. با ترسیدن چیزی حل نمی شود پس از زمان حال لذت ببر و حضور ذهن داشته باش. اجازه نده اخبار بد باشند که ذهن تو را کنترل کرده و جهت می‌دهند.

۱۰- آب و هوا: شاید خنده دار باشد ولی تنها گزارشگران، خلبان ها و زمین شناس ها نیستند که درباره شرایط آب و هوایی نگرانند. اگر آماری از خواندن و دیدن و شنیدن اخبار آب و هوا توسط افراد عادی داشته باشیم می فهمیم که مسئله ی آب و هوا برای عده ی زیادی از مردم یک مسئله ی جدی و نگران کننده است.
راه حل: چیزی به نام هوای بد وجود ندارد. سعی کن انواع آب و هوا را امتحان کنی و نگران برف و باران و باد نباشی.

نتیجه: همه ی این ترس ها ممکن است در زندگی روزمره ی شما نیز وجود داشته باشد و شما متوجه سمی که به ذهنتان وارد می کنند و نیز تداخل آن ها با افکار مثبتتان نباشید. در دنیای مدرن افراد عادت کرده اند لزوم وجود اندیشه ها و اعمال مثبت و مثبت نگری را فراموش کنند.

ممانعت از این نگرانی ها کار ساده ای نیست. فقط باید کمتر به آن ها فکر کنی تا اثراتشان کمتر شود. به یاد داشته باش که مثبت اندیشی کلید شادی و موفقیت در زندگی است. به استقبال افکار مثبت برو و اجازه نده نگرانی های غیر ضروری سلامت و سعادتت را به خطر بیاندازند.

پنجشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ندا ♥

به ندا بگویید «این روز‌ها» از خانه بیرون نیاید!

او چند روز دیگر بیشتر زنده نیست!

در منزل بماند و «دل سیر» به مادر و خانواده‌اش نگـاه کنـد!

زمان برایش «کوتاه» است!

«بسیــــار کوتــاه»!

هر کسی او را دید «پیغام» مرا به او برساند!



سه‌شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش.

جرم : خوشحالی!

پلیس ایران می گوید همه کسانی که در نسخه ایرانی موزیک ویدئوی آهنگ خوشحال (Happy) ساخته فرل ویلیامز، در ایران نقش آفرینی کردند، شناسایی و بازداشت شده اند.