دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

رموز ساده پیشرفت در زندگی


چسبیدن به یک عادت روزانه بسیار آسان است اما آیا این عادات در زندگی شما تاثیر مثبت دارند؟ از طرفی اگر شما بخواهید در زندگی‌‌تان پیشرفت کنید شاید تشخیص این که از کجا و چگونه باید شروع کنید مشکل باشد. به یاد داشته باشید که قبل از هر حرکتی شما باید بدانید که چه رفتارهایی انجام دهید و چه رفتارهایی را ترک کنید. هنگامی که شما درک درستی از این موارد پیدا کردید؛ می‌توانید قدم‌های اولیه را به سوی آینده بهتر، بردارید. با ما همراه شوید تا این موضوع را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم.


رفتارهایی که باید ترک کنیم

۱. دردها و شکست‌های گذشته را فراموش کنید

حسرت، پشیمانی، احساس گناه و یادآوری اتفاقات بد گذشته و تکرار آن‌ها در ذهن، می‌تواند شما را از حرکت به جلو در حال و آینده باز دارد. شما دیگر هیچ کنترلی روی گذشته‌ی خود ندارید اما می‌توانید از کنترل خود توسط گذشته جلوگیری کنید.



• اشتباهاتی که در گذشته انجام داده‌اید و نمی‌خواهید دوباره تکرار شوند را مد نظر قرار دهید. درس‌های عملی را که می‌توانید از این اشتباهات بگیرید لیست کنید و هر ترس نظری اطراف آن اشتباه را فراموش کنید. به عنوان مثال، یک کودک ممکن است با لمس بخاری داغ دستش بسوزد و در نتیجه یاد بگیرد اجسام داغ را لمس نکند؛ اما این تجربه نباید باعث شود که کودک از لمس اجسام دیگر و درک و جستجوی دنیای خود دست بردارد.



• تعاملات گذشته با افراد می‌تواند باعث افزایش کینه شما نسبت به آن‌ها شود؛ اما کینه توزی موجب تخلیه انرژی و روحیه شما می‌شود و در نهایت باعث پس‌رفت شما خواهد شد.


۲. تسلیم کنترل دیگران نشوید

زندگی شما متعلق به خودتان است. دیگران ممکن است شما را راهنمایی کنند یا به شما مشاوره بدهند. برخی از این راهنمایی‌ها می‌تواند برای شما مفید باشد ولی برخی از آن‌ها مضرند. صرفنظر از این‌ها شما باید براساس خواسته‌ها و ایده‌های خود تصمیم بگیرید و در این خصوص از تصورات دیگران در خصوص خود نگران نباشید.

• بیاد داشته باشید که حتی نزدیکترین افراد به شما، درک محدودی از آنچه واقعا هستید دارند.

• وقتی شما در حال دنبال کردن اهداف خود هستید، ممکن است برخی افراد به دلیل اینکه شما با خط فکری آن‌ها در یک راستا نیستید و کارهایی را که به نظر آن‌ها مهم است، انجام نمی‌دهید از شما انتقاد کنند. به عنوان مثال، ممکن است علاقه و هدف شما زیاد پول‌ساز نباشد، بنابراین افرادی که مسائل مالی را به عنوان یک اولویت مهم می‌دانند، کار شما را اتلاف وقت بدانند. به یاد داشته باشید که ارزش‌های شما و دیگران همیشه یکسان نیست، بنابراین زندگی با ارزش‌های دیگران همیشه رضایت بخش نخواهد بود.

۳. خود را از تردید رها کنید

خودتان را آموزش دهید تا در تصمیمات خود قاطع‌تر باشید. اگر به مردد بودن خود پایان ندهید همیشه در لحظات مهم تصمیم گیری با شک مواجه خواهید شد.

۴. همین حالا به تعویق انداختن کارهای‌تان را متوقف کنید. همین حالا!

آیا شما هم جزو افرادی هستید که فردا را برای انجام کارهای‌تان انتخاب می‌کنید؟ این رفتار می‌تواند به سرعت در شما به یک عادت تبدیل شود. به تعویق انداختن کارها را متوقف کنید و آن‌ها را هر چه زودتر انجام دهید. یکی از دلایل به تعویق انداختن کارها می‌تواند ترس از افتادن به مسیر اشتباه باشد. اما هر چقدر زودتر کاری را شروع کنید سریع‌تر می‌توانید به خطای خود پی ببرید و در صدد اصلاح آن برآیید. به یاد داشته باشید که با خانه نشینی فقط فرصت‌های آینده‌تان را محدودتر می‌کنید.

۵. از مشکلات فرار نکنید

وقوع مشکلات و مسائل در زندگی اجتناب ناپذیر است. با فرار از آن‌ها فقط وقت‌تان را هدر می‌دهید. شما زمان کمی برای پیشرفت در اختیار دارید. به عنوان مثال اگر سوتفاهمی بین شما و شخص دیگری رخ دهد، سعی کنید آن را با گفتگو حل کنید. در اینگونه موارد روابط می‌توانند قطع شوند ولی در عین حال می‌توان با یک مدیریت صحیح آن‌ها را مستحکم‌تر کرد.

در هر صورت مسائل و مشکلات زندگی اگر حل نشوند همیشه روی دوش شما سنگینی خواهند کرد.

۶. عذر و بهانه را کنار بگذارید

گاهی برخی موانع قانونی ممکن است شما را از پیگیری یک هدف یا ایده‌ی خاص باز دارد. اما اغلب با کمی تلاش می‌توان بر اکثر موانع غلبه کرد. هرگاه با مانعی مواجه شدید که قادر به رفع آن هستید، به خودتان بگویید که این فقط یک بهانه‌ی ساده است که مانع از تحقق هدف‌تان می‌شود؛ بنابراین باید آن را از بین ببرید.

۷. توضیح اضافی را کنار بگذارید

اتفاقات در زندگی اغلب بدون دلیل و معنای خاصی به وقوع می‌پیوندند. نیاز به توضیح برای برخی چیزها طبیعی است اما تمایل زیاد به ارائه‌ی توضیح، باعث عقب ماندن شما می‌شود بویژه اگر شما جزو افرادی باشید که از انجام امور قبل از ارائه‌ی توضیح خودداری می‌کنید این امر موجب آسیب جدی در زندگی‌تان خواهد بود.

۸. ترس‌های خود را بشناسید و خود را از آنها رها کنید

هر شخصی در زندگی ترس‌ها و نگرانی‌های خاص خودش را دارد. با خودتان صادق باشید و ترس‌هایی را که موجب پس‌رفت‌تان می‌شود شناسایی کنید و روی آن‌ها کار کنید تا از آن رهایی یابید.

• ترس از دلشکستگی و ناامیدی، به ویژه برای افرادی که کماکان به آن مبتلا هستند بسیار رنج آور است. اما بیاد داشته باشید که زندگی می‌تواند با جایگزین کردن افراد دیگر و موقعیت‌های جدید تغییر کند و باعث بهبود روحیه افراد شود.

• ترس از ناشناخته‌ها نوع دیگری از ترس است که مردم به آن مبتلا هستند. تغییر ترسناک است زیرا باعث می‌شود که مسائل بهتر یا بدتر بشوند. بعضی افراد حتی از موفقیت نیز ترس دارند به خصوص اگر آن‌ها روحیه برجسته بودن و ایستادگی را دوست نداشته باشند. رفتار افراد دیگر نیز با شما تا حد زیادی به نحوه‌ی عملکرد و شخصیت شما از لحاظ تاثیر گذاری و استحکام شخصیتی بر می‌گردد.



رفتارهایی که باید انجام دهیم


۱. کاستی‌های خود را بپذیرید



هیچ کس در دنیا کامل نیست. اشتباهات جزئی از زندگی هستند. صرفنظر از آنچه انجام می‌دهید یا نمی‌دهید، شما دچار اشتباه خواهید شد. هر چقدر این واقعیت را بیشتر بپذیرید به همان اندازه در انجام امور و دست به کار شدن برای کارهای مختلف موفق‌تر خواهید بود.



۲. دید مثبت داشته باشید و همیشه شکرگزاری کنید



داشتن نگاه منفی به همه چیز در زندگی کار آسانی است. به جای اینکه به ایرادات و اشکالات تمرکز کنید، به نیمه‌ی پر لیوان بنگرید و خوبی‌ها و درستی‌ها را در همه چیز ببینید. باوجود مشکلات، زندگی از آنچه به نظر می‌رسد دوست‌داشتنی‌تر است.

در مورد داشته‌های‌تان و مسائل خوب زندگی‌تان مانند خوش شانسی‌ها و رویدادهای خوب، فکر کنید. به جای افسوس خوردن برای نداشتن توانایی رفتن به یک سفر رویایی یا خرید یک اتومبیل لوکس، به حمایت‌هایی که از سوی خانواده و دوستان در حق شما می‌شود و لذت‌های ساده‌ای که به آسانی قابل دستیابی است، فکر کنید.

۳. به آینده بیاندیشید

از گذشته درس بگیرید، قدردان وضعیت فعلی‌تان باشید و به آینده تمرکز کنید. فکر به آینده و زندگی که آرزوی داشتن آن را دارید، به زندگی شما مسیر و هدف می‌دهد. داشتن هدف باعث می‌شود که آسان‌تر به سمت جلو حرکت کنید و به راحتی مراحل پیشرفت را طی کنید.

• تمرکز و فکر به آینده نباید باعث شود که بیشتر وقت‌تان را صرف نگرانی به آینده کنید. برای آنچه می‌توانید و آنچه رویای بدست آوردنش را دارید برنامه ریزی کنید اما به جزئیات ریز برنامه وارد نشوید زیرا شما قدرت کنترل وپیش بینی همه چیز را ندارید.

• تمرکز روی یک هدف مشخص و داشتن انگیزه بالا. داشتن یک هدف معین، انگیزه رسیدن به آن را دوچندان می‌کند. داشتن اهداف بیش از حد، انرژی شما را پراکنده می‌کند. از آنجایی که شما تنها به یک هدف در یک بازه زمانی تمرکز می‌کنید، بهتر است اهدافی که شما را به چالش می‌کشند مشخص کنید و تمام توان‌تان را برای آن‌ها بکار ببرید.

۴. به خودتان باور داشته باشید

شجاع باشید و اعتماد به نفس داشته باشید. در مورد آنچه می‌خواهید در آینده بشوید، فکر کنید و به خودتان اطمینان داشته باشید که شما هم اکنون شرایط رسیدن به آن موقعیت دلخواه را در خود دارید.

اگر به این اصل اعتقاد داشته باشید که شما هم اکنون همان فردی هستید که می‌خواهید بشوید، رفتارها و تصاویر ذهنی‌تان به طور طبیعی شما را در آن مسیر قرار خواهد داد.

۵. با خود مهربان باشید

هنگام کارکردن و تلاش برای پیشرفت، زیاد به خودتان فشار نیاورید. حرکت رو به جلو و پیشرفت برای اکثر افراد کار دشواری است. گاهی حتی لازم است برای رسیدن به یک هدف یکی دو قدم به عقب برگشت. در مورد نقاط ضعف خودتان احساس بد نداشته باشید و ضمن اینکه سعی می‌کنید به آرامی در صدد بهبود آن‌ها برآیید، باور داشته باشید که این نقاط ضعف معرف شما به دیگران نیستند و هر کس نقاط مثبت زیادی دارد که در وجود او نمایان است.

• به کارهایی که علاقه دارید بپردازید تا احساس خوب در شما بوجود آید

بعضی اوقات تغییرات در زندگی موجب برخی مشکلات می‌شود، در این مواقع با معاشرت‌های خانوادگی به خودتان آرامش دهید، فیلم مورد علاقه‌تان را تماشا کنید، غذای مورد علاقه‌تان را سفارش دهید یا به جاهایی که دوست دارید بروید.

۶. روابط خود را بهبود بخشید

اطراف خودتان را با افراد مثبت پر کنید زیرا در این صورت حفظ نگرش مثبت برایتان آسان‌تر است. یاس و نامیدی را کنار گذاشته و سعی کنید روابط خود را تا حد امکان گسترش و استحکام بخشید.

• در روابط خودتان منطقی باشید و از افراد انتظار نداشته باشید که به شکل خاصی رفتار کنند. به جای تعاملات منفی و حس ناامیدی، با تعاملات مثبت زندگی‌تان را برای خود و دیگران دلپذیر کنید.

• با افراد مورد اعتمادتان در خصوص ترس‌ها و ناامنی‌های زندگی‌تان و مشکلات‌تان صحبت کنید. اطمینان حاصل کنید که آن‌ها می‌توانند به حرف‌های شما گوش دهند و بدون دخالت در امور شما توصیه‌هایی برای‌تان داشته باشند.

• هنگام معاشرت با دیگران، تا آنجا که می‌توانید و بدون هیچ چشم‌داشتی به آن‌ها کمک کنید. گاهی اوقات فداکاری شما به طریق دیگر و در زمان دیگری برای‌تان جبران می‌شود (تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز). با این حال شما باید پیوسته مهارت و نگرش خود را برای داشتن روابط معنادار بهبود بخشید تا نتایج آن را در زندگی‌تان بخوبی لمس کنید.

۷. آنچه را دوست دارید انجام دهید و دوست داشته باشید آنچه را که انجام می‌دهید

یکی از ساده‌ترین راه‌های ایجاد اشتیاق، انجام کارهایی است که دوست دارید و علاقه شدیدی به انجام آن‌ها دارید. با انجام روزانه کارهایی که دوست دارید، به احتمال زیاد در زندگی‌تان خوشبخت خواهید بود.

• به علایق و عادات خود نگاه کنید و راه‌های کسب درآمد از آن‌ها را پیدا کنید.

• روی نقاط قوت خود کار کنید. هر کسی به طور طبیعی در برخی موارد و ابعاد دارای استعداد بیشتری است. اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید؟ از یکی از نقاط قوت خودتان شروع کنید و آن را گسترش دهید. این کار باعث موفقیت شما می‌شود و شما را در مسیر درست قرار می‌دهد.





اولین قدم‌ها به سوی موفقیت و پیشرفت



۱. یک لیست از "کارهایی که باید متوقف شوند" تهیه کنید
بسیاری از مردم به جای انجام کارهایی که می‌خواهند انجام دهند به کارهایی می‌پردازند که فکر می‌کنند باید انجام دهند. اغلب اوقات کارهایی که شما فکر می‌کنید حتما باید انجام دهید، ضروری نیستند. کمی وقت بگذارید و یک لیست از تمام چیزهایی که شما "باید" انجام دهید ولی در واقع لازم و ضروری نیستند، تهیه کنید.

• برای اینکه تشخیص دهید چه چیزهایی نیاز به توقف دارند، از خودتان سوال کنید که چه چیزهایی شور واشتیاق شما را کم می‌کنند و شما را از رسیدن به اهداف‌تان باز می‌دارند. صادقانه از خودتان بپرسید که چه کار‌هایی لازم است انجام دهید و چه کارهایی تنها ناشی از یک حس تعهد بیجا است.

• از درستی لیست "کارهایی که باید متوقف شوند" اطمینان حاصل کنید. برای مثال ممکن است شما احساس نارضایتی نسبت به زندگی با همسر و ازدواج تان داشته باشید؛ در حالی که در واقع نارضایتی شغلی شما ممکن است به زندگی‌تان سرایت کرده باشد و موجب این احساس کاذب در شما شود.

۲. ابتدا به کارهایی که می‌توانید انجام دهید، بپردازید

هدف‌های بزرگ ممکن است در ابتدا ترسناک و دلهره آور به نظر برسند، بنابراین آن‌ها را به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. در این میان احتمال دارد حداقل یک کار وجود داشته باشد که شما می‌توانید آن را در حال حاضر انجام دهید و رویای خود را به واقعیت نزدیک کنید. آن کار را پیدا کنید و ابتدا از آن شروع کنید. به عنوان مثال اگر شما قصد دارید یک کسب و کار جدید را راه‌اندازی کنید. شما می‌توانید اولین قدم را با ایجاد یک وبلاگ یا صفحات کاربری در شبکه‌های اجتماعی برای کسب و کار خود بردارید. وقتی که چیزی برای‌تان ملموس تر به نظر می‌رسد، بهتر است قبل از پیدا کردن قدم بعدی و پیگیری ادامه امور، آن کار را انجام دهید.

۳. به دیگران که مشکلات مشابهی با شما دارند کمک کنید

اغلب یافتن راه حل مشکلات،‌ کار دشواری است زیرا این راه حل‌ها نمود بیرونی ندارند و به آسانی و به عینه نمی‌توان آن‌ها را دید. به بیان دیگر کمک به دیگران برای حل مشکلات‌شان، شما را به یک فرد مشاهده‌گر تبدیل می‌کند که می‌توانید راه‌حل مشکلات را زودتر پیدا کنید. سپس شما می‌توانید با استفاده از آنچه که با کمک به دیگران یاد گرفته‌اید و افزودن دانش بیشتر به آن، موقعیت خوبی کسب کنید.

۴. سفر کنید

نگاه به یک منظره جدید گاهی می‌تواند کل دیدگاه شما را در زندگی تغییر دهد. اگر در میان هیاهوی روزمره در تلاش هستید تا اولین قدم را به جلو بردارید، یک سفر کوتاه می‌تواند شما را در این راه یاری دهد.

• مسافرت شما را مجبور می‌کند تا به حال فکر کنید و از درجا زدن در گذشته یا نگرانی در مورد آینده جلوگیری می‌کند.

• همچنین این تغییرات می‌تواند باشرکت در یک سمینار، کنفرانس یا هر رویداد مرتبط با حرفه جدید یا موضوع مورد علاقه شما حاصل شود.

۵. به امور جدید بپردازید

یک راه حل ساده دیگر برای تغییر در کار و زندگی روزمره، امتحان اموری است که قبلا هرگز انجام نداده‌اید. همیشه برای تغییرات نیاز به انجام امور هیجان انگیز و جسورانه نیست، علاقمندی به کاری که انجام می‌دهید کافی است تا شما را از منطقه سکون و راحتی خارج کند. به عنوان مثال آواز خواندن یا نواختن یک ساز موسیقی می‌تواند شما را از حالت رخوت روزمره خارج کند. رفتن به کلاس آموزشی که قبلا تا به حال تجربه آن را نداشتید مانند کلاس کیک بوکسینگ یا تزیین کیک! خلاقیت و انگیزه شما را بیشتر می‌کند.

آیا شما نیز مواردی را سراغ دارید که موجب بهبود روند زندگی و پیشرفت در افراد شود؟ تجربه خودتان را در خصوص نتیجه انجام چنین راه‌حل‌هایی با دیگران به اشتراک بگذارید. در صورتی که این مطالب را مفید می‌بینید آن‌ها را با دوستان و همکاران خود به اشتراک بگذارید تا آن‌ها نیز شاهد تغییرات مثبت در زندگی خود باشند.

پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ ه‍.ش.

حقایقی در مورد مثلث برمودا

مثلث برمودا ناحیه‌ای بدنام در غرب اقیانوس اطلس شمالی است که به فعالیت‌های فراهنجار و مافوق طبیعی مشهور شده است. گفته می‌شود بیشتر از ۵۰ کشتی و ۲۰ هواپیما در این منطقه ناپدید شده‌اند. گرچه بسیاری از گزارش‌ها از این منطقه اغراق آمیز یا دروغ بوده است اما واقعیت‌هایی نیز وجود دارند، همراه ما باشید.

۱ - مثلث شیطان

مثلث شیطان یا برمودا منطقه‌ای در بخش غربی اقیانوس آتلانتیک شمالی شامل سه راس برمودا، فلوریدا و پورتوریکو است. مساحت این ناحیه ۱۳۰۰ تا ۳۹۰۰ هزار کیلومتر مربع برآورد می‌شود و یکی از پر ترافیک ترین مناطق دریایی و هوایی به شمار می‌آید.

۲ - پرواز شماره‌ی ۱۹
شهرت مثلث برمودا پس از این واقعه جهانی شد؛ در سال ۱۹۴۵ اسکادران شماره‌ی ۱۹ نیروی دریایی ایالات متحده شامل پنج هواپیمای بمب افکن مجهز به اژدر در طول یک تمرین آموزشی معمولی در این منطقه به طور کامل ناپدید شدند. این هواپیماها قبل از پرواز کاملاً مجهز و چک شده بودند و آنچه بیشتر این حادثه را مرموز می‌کند ناپدید شدن این اسکادران در هوای صاف و در زمان صلح است.

۳ - آب‌های سفید

قبلِ از دست دادن تماس رادیویی با سواحل جنوب فلوریدا رهبر پرواز ۱۹ گزارش‌های مرموزی را مخابره می‌کند. به گفته‌ی وی همه‌چیز و حتی اقیانوس حالت عجیبی به خود گرفته و آن‌ها در حال ورود به آب‌های سفید هستند، زمانی که هیچ چیز درست به نظر نمی‌رسد. با وجود تحقیقات طولانی دولت هیچ خبری از این پنج هواپیما و ۱۴ خدمه‌ی آن پیدا نشد و به این ترتیب نام شبح‌وار مثلث برمودا در ذهن‌ها تثبیت شد. گفته می‌شود آب‌های سفید حتی از فضا هم قابل مشاهده هستند.

۴ - ستاره‌ی آریل

اعتقاد بر این است که مثلث برمودا مسئول ناپدید شدن بیشتر از ۵۰ کشتی و ۲۰ هواپیما در طول قرن گذشته بوده است. در ۱۷ ژانویه ۱۹۴۹ هواپیمای ستاره‌ی آریل متعلق به بریتیش ایرویز آمریکای جنوبی در حالی که از کیندلی به سمتکینگستون جامائیکا پرواز می‌کرد، در شرایط آب و هوایی کاملاً آرام در این منطقه ناپدید شد و تاکنون هیچ اثری از هواپیما و ۷ خدمه و ۱۳ مسافر آن یافت نشده است.

۵ - ملکه‌ی گوگرد

Sulphur Queen تانکر حمل گوگرد مذاب متعلق به نیروی دریایی آمریکا بود که با ۳۹ خدمه در ۴ فوریه سال ۱۹۶۳ و بعد از فرستادن یک پیام رادیویی عادی برای همیشه ناپدید شد. پس از بی‌فایده بودن تلاش‌ها برای تماس با این کشتی تیم‌های جستجو به محل اعزام شدند اما با بیشتر از دو هفته تلاش و جستجو فقط چند تکه‌ای که در تصویر بالا می‌بینید از این کشتی یافت شد. نگرانی اصلی از آنجا می‌آید که این کشتی نیز در مثلث شیطان ناپدید شده است.

۶ - سایکلوپ

U.S.S. Cyclops کشتی عظیم زغال سنگ بود که در سال ۱۹۱۸ پس از ترک بارابادوس به سمت بالتیمور بدون به جای گذاشتن هیچگونه اثری همراه با ۳۰۶ خدمه و مسافرش ناپدید شد. این بزرگترین ضربه‌ای است که تاکنون به نیروی دریایی آمریکا بدون نبرد وارد شده است.

۷ - نرئوس

USS Nereus یکی از چهار کشتی زغال سنگ است که برای شرکت در جنگ جهانی اول در خدمت نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته بود. نام این کشتی از الهه‌ی یونانی حافظ ملوانان می‌آید. زمانی پس از ۱۰ نوامبر ۱۹۴۱ در راه بازگشت به پورتلند ازسنت توماس در جزایر ورجین این کشتی همراه با ۶۱ خدمه در همان مسیری که کشتی خواهرش، پروتئوس یک ماه پیش ناپدید شده بود، ناپدید شد.

۸ - پروتئوس

USS Proteus کشتی زغال سنگ نیروی دریایی آمریکا است که به کشتی تجاری تبدیل شده بود. در ۲۳ نوامبر ۱۹۴۱ زمانی که پروتئوس از سنت توماس در جزایر ورجین عازم بندری در ساحل شرقی ایالات متحده بود، این کشتی ۱۶۵ متری حامل ۵۸ خدمه و محموله‌ای از سنگ معدن بوکسیت آلومینیوم بدون هیچ ردی ناپدید شد، دو خواهر از سه خواهر دیگر این کشتی نیز به سرنوشتی همانند پروتئوس دچار شدند.

۸ - فعالیت‌های ماوراء الطبیعه؟

نظریه‌های مرموز زیادی در تلاش برای توضیح ناپدید شدن‌ها در این منطقه ارائه شده است، از آدم ربایی بشقاب پرنده‌ها، سفر در زمان، دروازه‌هایی به ابعاد دیگر و ناهنجاری‌های میدان مغناطیسی تا پدیده‌های ژئوفیزیکی و حباب‌های عظیم گاز متان. نظریه‌ی محبوب دیگری نیز به استقرار شهر از دست رفته‌ی افسانه‌ایآتلانتیس در زیر آب‌های این منطقه و تداخل تکنولوژی پیشرفته‌ی آن با وسایل نقلیه نزدیک به آن اشاره می‌کند.

۹ - توضیحی منطقی

در‌واقع بسیاری از ناپدید شدن‌ها در مثلث برمودا شبیه حوادثی است که در مناطق دیگر جهان نیز روی می‌دهد. شواهدی مبنی بر تأثیر غیر عادی این منطقه بر تعداد زیادی از وسایل نقلیه‌ی گذرا از آن وجود ندارد، طوفان‌های غیر قابل پیش‌بینی در این منطقه به وجود می‌آیند و طبق گزارش نیروی دریایی جریان اقیانوسی گرم و قوی گلف استریم در این منطقه می‌تواند باعث تغییرات سریع و خشن آب و هوایی شود؛ همچنین این جریان می‌تواند به سرعت هرگونه شواهدی از وسایل نقلیه را نیز پاک کند.

۱۰ - اعماق تیره

یافتن کشتی‌ها و هواپیماهایی که در این منطقه غرق شده‌اند کاری بسیار دشوار است. قسمت‌هایی از مثلث برمودا در عمیق‌ترین بخش اقیانوس اطلس قرار گرفته است، جایی که عمق آب به حدود ۹۲۰۰ متر می‌رسد بنابراین نباید انتظار یافتن غرق شدگان در این منطقه را به سادگی داشته باشیم. تصویر بالا کشتی غرق شده‌ی کارائیب را که توسط محققان سازمان ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده در سال ۲۰۱۱ کشف شد را نشان می‌دهد.

سه‌شنبه ۲ دی ۱۳۹۳ ه‍.ش.

هوای خونه خیلی بد روی اعصابه

زندگی بی تو واسه من هر روز یه عذابه

اتاقم بوی عطر زنونه نداره

بهتره دلم سر به سر این زمونه نذاره


یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

راز موفقیت آلمانی‌ها؛ از حزب نازی تا بزرگترین نیروگاه صنعتی جهان


تصویری که هنوز بسیاری از ما از آلمان در ذهن داریم، سربازانی از جنگ جهانی دوم و حزب نازی و هیتلر است، اما آنچه بسیاری از مردم نمی‌دانند این است که آلمان نیروگاه صنعتی اروپا و صادر کننده‌ی پیشرو دنیا به کشورهای در حال توسعه‌ی آسیایی به شمار می‌رود، این درحالی است که آلمانی‌ها نسبت به بقیه‌ی مردم دنیا ساعت کاری کمتری دارند. در سال ۲۰۱۲ میلادی آلمان به عنوان موتور اقتصادی اروپا یک تنه منطقه‌ی یورو را از فروپاشی نجات داد و این اتفاق زمانی افتاد که کارگران آلمانی از حمایت‌های بی‌نظیر کارفرمایان استفاده می‌کردند و ساعات بیشتری را نسبت به بقیه مردم دنیا به تفریح و خانواده اختصاص می‌دادند، اما چگونه این مردم توانستند به این سطح از بهره‌وری برسند؟

۱ – ساعت کاری یعنی ساعت کاری

خط تولید آئودی R8

در فرهنگ آلمانی زمانی که یک کارمند در محل کار خود است نباید هیچ کاری غیر از کار انجام دهد، چک کردن فیس‌بوک، فرستادن لطیفه در وایبر و تماشای ویدئو با همکاران، صحبت تلفنی با دوستان و آشنایان و خود را سخت مشغول کار نشان دادن هنگامی که رئیس حضور دارد در فرهنگ آلمانی غیر قابل قبول است. ممکن است مدیران ایرانی با دیدن چنین رفتارهایی ناراحت شوند و اخم کنند، اما مدیران آلمانی به هیچ عنوان چنین رفتارهایی را تحمل نمی‌کنند. در مستند از من یک آلمانی بساز، زن جوان آلمانی توضیح می‌دهد پس از اینکه محل کار خود را به انگلستان تغییر داد شُکه شده بود:

در انگلستان هنگامی که در دفتر کار بودم دیگران مشغول صحبت از برنامه‌های خصوصی خود بودند، از برنامه‌ی امشب چه خبر و همیشه قهوه می‌نوشیدند. 
او کاملاً از بی برنامگی کارمندان انگلیسی شگفت زده شده بود، از اینکه باید به آن‌ها یادآوری می‌کرد استفاده از فیس‌بوک و ایمیل و تماس‌های خصوصی در زمان کار مجاز نیست. به نظر نمی‌رسد ادارات کشور ما نیز وضع بهتری از انگلستان داشته باشند، کارمندانی که هر روز اضافه کار می‌ایستند بدون آنکه بهره وری زیادی داشته باشند و ساعت‌ها با هم گپ می‌زنند و روزانه چندین چای می‌نوشند، آیا برای شما پیش آمده است که منتظر دریافت جوابتان باشید در حالی که کارمند محترم مشغول صحبت‌های خصوصی با تلفن است؟
۲ – هدف گرایی و ارتباط مستقیم ارزش بسیار زیادی دارد


فرهنگ کسب و کار در آلمان تمرکز روی انجام کار و ارتباط مستقیم بین افراد است، در حالی که مردم کشور ما دوست دارند در مورد همه چیز متخصص باشند و ساعت‌ها از وقت خود را با بحث در مورد مسائل سیاسی و فرهنگی و چیزهای از این دست هدر می‌دهند، کارگران آلمانی به ندرت به این نوع از بحث‌ها علاقه دارند. کارگران آلمانی در مورد نحوه‌ی انجام کار با کارفرمایان خود به صورت مستقیم صحبت می‌کنند، در ملاقات‌های کاری بدون خوردن آبمیوه و بستنی و غذاهای رنگارنگ حاضر می‌شوند و از زبان یک فرمانده بدون کلمات منعطف استفاده می‌کنند. در حالی که ما از کلماتی مانند لطفاً یا اگر ممکن است کاری را برای ساعت سه بعد از ظهر آماده کنید استفاده می‌کنیم، کارفرمای آلمانی می‌گوید من آن را ساعت سه بعد از ظهر لازم دارم. همین سخت کوشی و تمرکز به قول برخی ماشینی آلمانی‌هاست که منجر به بهره‌وری غیر قابل مقایسه‌ی کار آن‌ها با بقیه دنیا شده است.

۳ – آلمانی‌ها پس از کار زندگی می‌کنند


آلمانی‌ها به خوبی کار می‌کنند و به خوبی تفریح می‌کنند. از آنجا که آن‌ها کل روز را صرف بالابردن بهره‌وری و کار مفید کرده‌اند، ساعت غیر کاری برایشان واقعاً غیر کاری است. محیط کسب و کار رسمی در آلمان آمیخته شدن را بعد از ساعات کاری کم می‌کند بنابراین بین زندگی خصوصی و کار آلمانی‌ها اختلالی به وجود نمی‌آید. آن‌ها کار را به خانه نمی‌برند همانطور که مسائل شخصی را به محل کار نمی‌آورند. برنامه‌ریزی دقیق باعث شده کارفرمایان به ندرت به کارگران خود پس از ساعت کاری نیاز داشته باشند. دولت آلمان در حال بررسی قانونی است که فرستادن ایمیل‌های کاری را پس از ساعت ۶ بعد از ظهر ممنوع کند و با این کار به حفظ آسایش خانواده‌ها کمک کند.

در فرهنگ آلمانی ملاقات و قرار داشتن در جامعه از ارزش بالایی برخوردار است، در این کشور باشگاه‌های متعددی وجود دارد، از باشگاه‌های فوتبال و سوارکاری تا باشگاه‌های موسیقی و پرورش حیوانات، حتی در کوچکترین روستاهای آلمان چندین باشگاه محلی فعال است و مردم این کشور سعی می‌کنند به جای گذراندن وقت خود در خانه و تماشای برنامه‌های بی‌محتوای ماهواره‌ای به معاشرت با یکدیگر بپردازند. همچنین آلمانی‌ها از زمان زیادی مرخصی با حقوق بهره می‌برند. طبق قانون مرخصی باحقوق ۲۰ روز است اما به بسیاری از کارمندان ۲۵ تا ۳۰ روز مرخصی با حقوق داده می‌شود. یک ماه تعطیلات در کنار خانواده می‌تواند به معنی اجاره‌ی آپارتمان در کنار ساحل و یا رفتن به یک سفر خارجی طولانی و هیجان انگیز باشد.
۴ – کسب و کار به خانواده احترام می‌گذارد

در فرهنگ آلمانی چیزی به نام زمان پدر و مادر یا مرخصی والدین وجود دارد که برای باقی مردم دنیا یک آرزو است. در حالی که کشوری مثل ایالات متحده هنوز قوانینی برای مرخصی زایمان ندارد، در آلمان مترقی‌ترین قوانین حفاظت از خانواده به اجرا در می‌آید. خوشبختانه در کشور ما نیز قوانینی برای حمایت از مادران شاغل وضع شده است که می‌تواند در حفظ بنیاد خانواده بسیار مفید باشد. از طرف دیگر این حمایت‌ها از خانم‌ها می‌تواند باعث ترغیب کارفرمایان به استفاده از نیروی کاری مرد شود به همین دلیل جامعه‌ی کاری آلمان نسبت به بقیه‌ی جوامع توسعه یافته مرد سالارتر است، اما دولت با وضع قوانینی قصد دارد این روند را تحت کنترل در بیاورد. طرح حفاظت از خانواده یا همان درآمدی که به خانم‌های خانه‌دار اختصاص داده شده، اغلب به حدی است که بتوانند از پس گذران زندگی بر‌آیند یا به کارهای گذرا بپردازند. 

از آنجا که وضعیت غیر مشخص قراردادی در آلمان وجود ندارد، تمام افراد به استخدام کارفرمای خود در خواهند آمد. پدر و مادری که ۱۲ ماه برای کارفرمایی کار کرده باشند از مزایای والدین بهره‌مند خواهد شد که شامل دو تا سه سال مرخصی بدون حقوق است. هنگام مرخصی، کارمند می‌تواند تا ۳۰ ساعت برای کارفرما کار کند و کارفرما باید مزایای کارمند تمام وقت را برای او در نظر بگیرد، همچنین کارمند می‌تواند تا سن هشت سالگی فرزندش تا یک سال این مرخصی را به تعویق بیندازد. هرکدام از والدین می‌توانند تقاضای استفاده از این امکانات را بکنند که بسیاری از خانواده‌ها با توجه به میزان درآمد انتخاب می‌کنند که کدام یک از مرخصی بدون حقوق استفاده کند. دولت این کشور برای حفظ قرارداد کارکنان تا ۶۷ درصد از حقوق و دستمزد کارکنان را تا سقف ۱۸۰۰ یورو در ماه به مدت ۱۴ ماه پرداخت می‌کند.
نتیجه‌گیری


نمایی از پره‌ی توربین ساخت شرکت زیمنس

فرهنگ کار در آلمان بسیار متفاوت از سایر نقاط جهان است، به طور حتم ما می‌توانیم با درس گرفتن از تجربیات آن‌ها علاوه بر موفقیت در کار و زندگی به کشوری بهره‌ور و پیشرفته در منطقه و جهان تبدیل شویم. تمرکز آلمانی‌ها به کار و سخت کوشی آن‌ها تحسین برانگیز است و جدایی زندگی از کار به آنان کمک می‌کند تعادل بیشتری در زندگی خود برقرار کنند. قطع کردن هشدارهای تلفن همراه و خواب مناسب باعث می‌شود به استراحت روانی برسیم و برای شروع صبحی شاد و موفق آماده شویم. زمان با ارزش‌ترین کالایی است که در اختیار داریم ولی بسیاری آن را صرف کارهایی غیر مفید می‌کنیم و از طرف دیگر با کاهش بهره‌وری مجبوریم ساعت بیشتری را به کار یا مطالعه اختصاص دهیم که باعث اضطراب سر‌خوردگی و نداشتن تفریح مناسب می‌شود. تمرکز در کار و زندگی و بالابردن بهره‌وری و پرهیز از کارهای بیهوده باعث موفقیت این کشور شده است.


زومیت

پنجشنبه ۶ آذر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مرتضی پاشایی، اندوه نسل عصر پاییزی


باران ٩ ساله در تهران می گويد يکی از لذت بخش ترين لحظه های زندگی اش شنيدن ترانه های مرتضی پاشايی است، هنگامی که مادرش او را با اتوموبيل خود از مدرسه بر می دارد.
از قضا دوست ايرانی ديگری دارم در همين سن و سال به نام دلا که در لندن زندگی می کند و از عشاق گروه موسيقی معروف وان دايرکشن است. گروهی که ترکيبی است از ٥ جوان خوش تيپ و خوش صدای انگليسی. رابطه اين دو کودک با خوانندگان مورد علاقه خود، نوعی از رابطه کودکان طبقه متوسط با موسيقی فراگير يا موسيقی پاپ در جهان معاصراست.

از به کار بردن تعبير عامه پسند برای اين نوع موسيقی پرهيز می کنم تا به دام نخبه گرايی ای نيفتم که در اين اصطلاح هست. ايجاد ارتباط با موسيقی فراگير شهری و مدرن از نخستين روزهای استفاده کودکان از رسانه های سرگرم کننده شکل می گيرد و جريانی از تبليغات و فرهنگ مد و ستاره های رسانه ای از آن پشتيبانی می کند.

به اين ترتيب ارتباط شنونده با اين نوع موسيقی در فضای خاصی از شنيدن شکل می گيرد که به تجربه مشترک ميان شنوندگان کودک و نو جوان و جوان منجر می شود. تجربه ای که به شکل گرفتن گروه گسترده هواداران منتهی می شود . معنای اين نوع از موسيقی نه فقط در شعر يا آهنگی نهفته که توسط هنرمند اجرا می شود بلکه دررابطه متقابل خواننده ومخاطب در فضای شنيدن شکل می گيرد. اين فرايند که يکی از مهم ترين روند های مورد توجه جامعه شناسی موسيقی فراگير (pope music sociology) است همان قدر در تهران و شهرهای بزرگ ايران گسترده است که در لندن.

موسيقی فراگير در جامعه پساصنعتی و جهانی شده، ارزش های فرهنگی خود را می آفريند، با شکل دادن به عادت های لذت بخش شنيدن در زندگی روزمره، آيين ها و مناسک شنيدن بنا می نهد و قهرمانان يا ستاره هايی دارد که به آن قدرت ماندگاری اجتماعی و فرهنگی می دهند و در نهايت مجموعه ای از نشانه ها و نماد های فرهنگی خاص خود را وارد عرصه فرهنگ بزرگتری می کند که در درون آن رشد کرده است.

به اين ترتيب ستاره ها و نماد های موسيقی فراگير بازتاب دهنده تحولی اجتماعی در نسلی خاص هستند که می تواند با اين ستاره ها و نماد های فرهنگی ارتباط برقرار کند. اما در جوامع متفاوت هر يک از اين ستاره ها ارزش های خاص جامعه خود را می آفرينند همان چيزی که نوع ارزش های نهفته در موسيقی فراگير مرتضی پاشايی را با ارزش های نهفته در موسيقی وان دايرکشن متفاوت می کند.

مضمون اصلی ترانه های مرتضی پاشايی و وان دايرکشن گفت و گوی عاشقانه دختران و پسران جوان است. مثلا ترانه معروف «دوست دخترمو می‌دزدند» (steal my girl) شرح رقابتی است که پسر عاشق با پسران ديگری دارد که می خواهند دل دوست دختر او را به دست آورند. يا ترانه جديد « شب عوض می‌شود» (night changes) که روايت عاشق از تعارض روياهای دوست دخترش با واقعيت های زندگی روزمره است. پسر عاشقی که به دختر يادآوری می کند که همه چيز می گذرد و اين ما هستيم که می مانيم. اما برخلاف ترانه های وان دايرکشن که در گير شرح ماجراهای بيرونی در مناسبات عاشقانه است، ترانه های پاشايی بيشتر روايتی از ماجرا های درونی عاشقی است که حتی هيچ شرحی از چهره و رفتار عينی دوست دختر خود به دست نمی دهد.

مثلا در ترانه «يکی هست» عاشق نگران است که مبادا معشوق او بداند که او در حال مرگ است. در روايت او پسر و دختر هر دو می گريند اما هيچ يک نمی توانند با هم سخن بگويند. فضای رابطه فضايی ساکت است. و تصوير بنيادی ترانه، نامه ای است که خيس از اشک است اما سرانجام ناخوانده می ماند.

در اغلب ترانه های پاشايی می توان اين مفاهيم اصلی و تکرار شونده را ديد: «چقدر اين صحنه تاريک رفتن داره توی زندگيم تکرار می شه» « شده عادت ما که رويا ببافيم» «واسه زندگی کردن بميريم» «ماها قهرمانيم و بازنده می شيم» « واسه خيلی ها خاطره است آرزومون»... اما اين فضای تلخ و پر غصه ميان دو عاشق اغلب مشترک است. در ترانه نگرانی منی که توسط شاگردان مدرسه ای در ايران بازخوانی شده است، عاشق و معشوق هر دو نگران دلگير شدن و خسته شدن يک ديگر هستند و هنوز در فضای خاطرات بچه گی سر می کنند. به اين ترتيب با وجود اندوه و رنج جدايی نوعی احساس مشترک عاشق و معشوق را به هم پيوند می دهد و دلنشين بودن عشق به يکديگر بر تلخی فضا غلبه می کند. احساس عاشق بودن و پذيرش نگرانی متقابل يگانه نور اميدی است که در جهانی ترسيم می شود که همه چيز رو به ويرانی است و هيچ رابطه ای دوام ندارد.
در ترانه های پاشايی پيوند ها و گسست های مکرر و ناپايدار در زبان گلايه ها و قهر های خواسته و ناخواسته تکرار می شود. اين ترانه ها برخلاف ترانه های پاپ پيش از انقلاب در ايران تا حد زيادی از پس زمينه رومانتيک و توصيف های تحسين آميز از معشوق فاصله می گيرد.

در ترانه های پاشايی پيوند ها و گسست های مکرر و ناپايدار در زبان گلايه ها و قهر های خواسته و ناخواسته تکرار می شود. اين ترانه ها برخلاف ترانه های پاپ پيش از انقلاب در ايران تا حد زيادی از پس زمينه رومانتيک و توصيف های تحسين آميز از معشوق فاصله می گيرد.

همچنين برخلاف ترانه های پيش از انقلاب يا پيروان پس از انقلابی آنان تجربه پيوند ها و گسست ها و عشق های متعدد را به عنوان زمينه ای واقعی و بازی ای مکرر می پذيرد و از افسانه عشق يگانه فاصله می گيرد. در اين ترانه ها می توان بازسازی روابطی را مشاهده کرد که در دهه هفتاد و هشتاد خورشيدی ميان دختران و پسران در ايران وجود دارد. روابطی پنهانی که در ميهمانی های خانوادگی و پارتی های زير زمينی شکل می گيرد و تداوم نداشتن فضای مشترک ارتباطی به عاملی برای عموميت داشتن روابط گسسته تبديل می شود اما خاطرات اين رابطه ها در قالب موسيقی هايی مانند ترانه هاب مرتضی پاشايی همواره برای نسلی که در گير آن هست يا بوده است زنده می شود.

يکی از بهترين نمونه های اين فضا در آثار پاشايی ترانه عصر پاييزی است که از قضا پخش آن از صدا و سيما ممنوع شد. ممنوع بودنی که خود يکی از عوامل جذاب تر کردن اين نوع آثار موسيقی پاپ امروز درون ايران است و به شنوندگان آن نوعی احساس مقاومت در برابر ارزش های حاکمی می دهد که در مقابل ارزش های مورد توجه آنان قرار دارد. اين نوع موسيقی بخشی از موفقيت رسانه ای خود را مديون ماندن در مرز ميان موسيقی زيرزمينی و موسيقی مجوز دار است.

به اين ترتيب اين نوع موسيقی به نشانه ای از تلاش جوانان عاشق برای پرهيز از آسيب ديدن در فضای پر تنش سياست در ايران است. اين موسيقی فراگير به نوعی بازتاب دهنده انزوای از سياستی است که جوانان عاشق آن را دوست ندارند اما نمی خواهند درگير بازی مخالفت با آن شوند. اين نسل چندان دل خوشی از سياستمداران ندارد چه آنان که بر سر کار اند و چه آنان که برکنار مانده اند. از ديد اين جوانان بازی عشق و زندگی از بازی سياست جداست.

موسيقی هايی مانند موسيقی پاشايی اگرچه کمتر دچار سانسور می شوند اما به طور غير مستقيم در شکل و محتوای تحت تاثير سانسور هستند. پيوند محدود اين موسيقی با ترانه سازان نسل های گذشته يا دارای سطح دانش ادبی بيشتر، اين موسيقی را در پيوند با گروه خاصی از ترانه سرايان قرار داده است که چندان در جامعه ادبی ايران شناخته شده نيستند و از ارزش ادبی مورد پسند نخبگان برخوردار نيستند.

اما در عوض به زبان کاربردی جوانان در کوچه و خيابان نزديک هستند. اکثر ترانه های معروف پاشايی نوشته مهرزاد اميرخانی است که خود هم ترانه هايی را اجرا کرده است اما مقايسه ترانه های اجرا شده توسط مرتضی پاشايی با ديگر ترانه های اميرخانی نشان می دهد که با توجه به اين که مرتضی خود تنظيم کننده اکثر آهنگ های آثار خود است، به خوبی توانسته است نشانه های گزينشی خود را بر اين آثار حک کند. آثار اجرا شده توسط مرتضی در مقايسه با کارهای مشابه هم نسلان او کمتر در بند تقليد از ستاره های پيش از انقلابی موسيقی پاپ ايران است.

همچنين حال و هوای شخصی و لحن و صدای ساده و صميمی او و تا حد زيادی عاری از پيرايه های صوتی، او را از گروهی از خوانندگان موسيقی پاپ هم دوره او مانند محسن نامجو يا محسن چاووشی جدا می کند. بر اين اساس می توان تشخيص علاقه مندان پاشايی را که در سال ۱۳۹۱ از تولد ستاره ای تازه در موسيقی پاپ ايران سخن می گفتند، معتبر دانست.

پاشايی دارای ويژگی های موسيقايی و شکل اجرای خاص خود بود. حاصل تلاش پاشايی ترانه هايی بود که به سرعت همنسلان او و نوجوانان کم سال تر از او و به ويژه دختران را مسحور خود کرد. بی ترديد حضور او در تلويزيون به شناخته تر شدن او و امکان حضور در عرصه های اجتماعی و گرفتن مجوز اجرای کنسرت هايش کمک کرد. حضوری که به محبوبيت بيشتر پاشايی در ميان همسرايان هم احساس او انجاميد.

از منظر جمعيت شناسی، مرتضی پاشايی و ترانه سرايان او و ديگر خوانندگان شناخته شده پاپ درون ايران به نسل متولدين دهه شصت ايران تعلق دارند. نسلی که جنگ و تبليغات نخستين سال های پس از جنگ ايران و عراق در مدرسه و رسانه و محيط زندگی و خانه و کاشانه، بخشی فراموش نشدنی از خاطرات و تجربه های آنان را شکل داده است. از سوی ديگز اين نسل نخستين تجربه های فضای آزاد تر در زندگی خصوصی و آشنايی با موسيقی و هنری را تجربه کردند که در دهه شصت با محدوديت بيشتری روبرو بود.

تجربه های بازتری در دهه هشتاد به آنان نگاهی متفاوت به زندگی به نسبت نسل سياست زده ده های پنجاه و شصت و پدران و مادران انقلابی يا انقلاب زده خود بخشيد. اين نسل پيشگامان راهی بودند که با شور و شوق از سوی متولدين دهه های هفتاد و نوجوانان دهه هشتاد دنبال شد. در چنين شرايطی نگاهی آماری نشان می دهد که چرا هواداران مرتضی پاشايی از چنين گستردگی اجتماعی برخوردار هستند:

متولدين سال های نخست دهه شصت در جمعيت کنونی ايران در حدود ۷ ميليون نفر هستند. متولدين نيمه دوم دهه شصت جمعيتی در حدود ۸ و نيم ميليون نفر را در بر می گيرند و متولدين نيمه اول دهه هفتاد در حدود ۸ ميليون نفر هستند.

بنا بر اين حتی اگر اقشار جوان تر مانند متولدين نيمه دوم دهه هفتاد و نيمه اول دهه هشتاد را (که تا حدی به نسلی متفاوت و بيشتر تحت تاثير رسانه های جهانی قرار دارند و بخشی از آنان در شمار جمعيت فعال نيستند) ناديده بگيريم، طيف جمعيتی که در فضای ترانه های مرتضی پاشايی زندگی می کنند را می توانيم رقمی در حدود ۲۳ ميليون نفر بدانيم که در حدود ۱۶ و نيم ميليون آن در شهرها زندگی می کنند.

بنا بر اين می توان نتيجه گرفت که موسيقی پاشايی يکی از موسيقی های پرطرفدار فعال ترين نسل مردم ايران است. اين ارزيابی جمعيت شناختی نشان می دهد که حضور گسترده طرفداران مرتضی پاشايی نماينده ای از تعلق او به حال و هوای سياست گريز و عشق انديش به روايت ستارگان موسيقی دهه شصتی است. 

توجه به ويژگی های اجتماعی و فرهنگی نسل خوانندگان و هواداران آنان اگر چه به ما در شناخت ماهيت موسيقی فراگير کنونی ايران و جامعه شناسی آن کمک می کند اما نبايد سبب شود تا با سرگرم شدن به ويژگی های اجتماعی و رسانه ای و يا متحير ماندن از استقبال از مراسم به خاکسپاری، جانمايه زيبايی شناسانه اين آثار را ناديده بگيريم.